تبلیغات
amirali mirsajadi - ادبیات فارسی اول دبیرستان درس هفتم

درس هفتم

طوطی و بقّال

مولوی

1ـ بقّالی بود كه طوطی خوش آواز، سبز رنگ و سخنگویی داشت.

2ـ طوطی از دكّان مراقبت می‌كرد و با مشتریان هم صحبت می‌شد و شوخی می‌كرد.

3ـ در سخن گفتن با آدمیان زبان گویایی داشت و در نغمه خوانی میان طوطیان ماهر بود.

4ـ طوطی از بالای دكّان به سوی پرید و ناگهان شیشه‌های روغن گل را ریخت و شكست.

5ـ صاحب طوطی از خانه به مغازه آمد و با خیال آسومده مانند بزرگان در مغازه نشست.

6ـ مرد بقّال دید كه مغازه پر روغن لباس‌ها ( وسایل) چرب شده است، عصبانی شد و چنان ضربه‌ای بر سر طوطی زد كه از شدّت ضربه طوطی كچل شد.

7ـ طوطی چند روزی ساكت شد و سخن نگفت و مرد بقال از پشیمانی آه می‌كشید.

  مرد بقال با افسوس موهای صورتش را می‌كند و می‌گفت افسوس كه نعمتم از دست رفت.

9ـ ای كاش آن زمانی كه بر سر طوطی خوش آوازم می‌زدم، دستم می‌شكست.

10ـ مرد بقّال به هر نیازمندی كمك می‌كرد تا شاید طوطی دوباره سخن بگوید.

11ـ بعد از سه شبانه روز سرگردان و نا امید در دكّانش نشسته بود.

12ـ برای طوطی كارهای شگفت انگیز نشان می‌داد ( ادا و شكلك در می‌آورد)  تا شاید شروع به سخن گفتن كند.

13ـ روزی گدایی سر برهنه از آن جا می‌گذشت كه سرش مانند پشت طاس و تشت صاف بود.

14ـ طوطی بلافاصله شروع به سخن گفتن كرد و شخص فقیر را صدا زد كه : ای فلانی:

15ـ تو چرا كچل شدی و در جمع كچل‌ها در آمدی؟ تو هم مگر شیشه‌های روغن را ریخته‌ای؟

16ـ مردم از مقایسه‌ی نادرست طوطی خندیدند، چون او آن مرد فقیر بی مو را مثل خود تصوّر كرده بود.

17ـ عمل انسان های پاك را با عمل خود مقایسه نكن هر چند دو كلمه‌ی شیر درنده و شیر خوردنی در نوشتن یكسان هستند.

18ـ مردم جهان به دلیل چنین سنجش‌های ناروایی به گمراهی افتادند، كمتر كسی است كه مردان حقّ را بشناسد و به مقام آن‌ها پی ببرد.

19ـ هر دو نوع زنبور ( زنبور عسل و زنبور قرمز) از یك محل تغذیه می‌كنند، اما این تغذیه در یكی تولید عسل می‌كند و در دیگری تبدیل به نیش زهرآلود می‌شود.

20ـ هر دو نوع آهو آب و گیاه می‌خورند امّا این تغذیه در یك نوع تبدیل به فضولات می‌شود ( آهوی معمولی ) و در دیگری ( آهوی ختن) به مُشك خالص تبدیل می‌گردد.

 

21ـ هر دو نوع نی از یك نوع آب تغذیه می‌كنند امّا این آب در یكی تبدیل به نیشكر و در دیگری تبدیل به نی تو خالی می‌شود.

22ـ هزاران گونه از این شباهت‌های ظاهری وجود دارد امّا این شباهت‌ها فقط در ظاهر است و تفاوت میان آنها بسیار زیاد است .

23ـ از آن جا كه شیطان‌های آدم نما در جهان بسیار هستند پس شایسته نیست كه با هركسی رابطه‌ی دوستی برقرار كرد.

درس هفتم طوطی و بقال صفحه ی ۵۴
۱- پیام این دو بیت با پیام درس یکسان است ، هردو به قیاس نابه جا اشاره دارند. مردان حق و انسان های معمولی ظاهری یکسان دارند درحالی که تفاوت آن دو بسیار است . همان طور که تلفظ شیر درنده با شیر خوردنی یکسان است ولی هرکدام ماهیتی جدا دارند.
پس نباید مردان حق رابا سایرین مقایسه کنیم وبامعیارهای خود،آنان رابسنجیم چون در آن صورت به خطا رفته ایم .
۲- دو بیت پایانی در حقیقت نتیجه ی تمثیلی است که مولوی از داستان خود گرفته است : هزاران پدیده ی همانند وجود دارد که تفاوتشان بسیار است ، بسیار آدم های ناپاک و زشت و شیطان صفت وجود دارند که به ظاهر عابد و زاهد جلوه می کنند و مردم فریب ظاهرشان را می خورند پس نباید دیدی سطحی داشت و انسان های وارسته را با آدم های ناپاک قیاس کرد.
۳- زیرا کار طوطی و مرد جولقی هیچ ارتباط و سنخیتی با هم نداشت و قیاسی نابه جا بود.
۴- الف ) قیاس کافران و جادوگران بارگاه فرعون که خود را با حضرت موسی (ع) مقایسه می کردند و می خواستند با او مقابله کنند درحالی که جادوگران با مکر وجادوگری توانستند ریسمان هایی را چون مار به حرکت درآورند ولی عصای موسی با اشاره و قدرت خداوند به اژدهایی تبدیل شد و همه بساط جادوگران را بلعید. گمراهان و غافلان بین معجزه ی پیامبران و سحر ساحران فرقی نمی نهند.
ب) قیاس مسیلمه ی کذاب که خود را با پیامبر برابر دانسته ادعای نبوت کرد درحالی که پیامبر به بالاترین مرحله رسید و در شمار بالاترین انسان ها قرار گرفت و مسیلمه در تاریخ به دلیل کثرت دروغگویی به صفت کذاب شهرت یافت .




طبقه بندی: عمومی،

تاریخ : شنبه 14 بهمن 1391 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : امیرعلی میرسجادی | نظرات