تبلیغات
amirali mirsajadi - ادبیات فارسی اول دبیرستان درس دوم

درس دوّم

رزم رستم و سهراب (1)

1ـ   اكنون داستان رستم و سهراب را گوش كن، داستان‌های دیگر را شنیده‌ای این را نیز گوش كن.

2ـ   رستم مهره را به تهمینه داد و گفت: این را نگهداری كن، اگر روزگار به تو دختری بخشید ....

3ـ   آن را با طالع خوب و فرخندگی به گیسوی او بیاویز.

4ـ   و اگر سرنوشت پسری نصیب تو كرد. این نشانه‌ی پدر را به بازوی او ببند.

هركس خود را نصیحت نكند، به نصیحت دیگران محتاج است.

سعدی


 

5ـ پس از گذشت نه ماه تهمینه صاحب پسری شد كه مانند ماه زیبا و تابان بود.

6ـ وقتی كودك خندید و چهره‌اش سرخ گون گردید. تهمینه او را سهراب نامید. ( سهراب به معنای سرخ گون و شاداب است .)

7ـ وقتی كودك یك ماهه شد مانند بچه‌‌ای یك ساله بود و سینه و هیكلش مانند اندام پدرش رستم بود.

8ـ وقتی ده ساله شد در آن سرزمین كسی نبود كه توانایی جنگ آزمایی با وی را داشته باشد.

**************

9ـ تهمینه به او گفت: تو پسر پهلوان تنومند رستم و از دودمان زال دستان پسر سام فرزند نریمان هستی.

10ـ از زمانی كه خداوند جهان را خلق كرده، سواری به دلاوری رستم به وجود نیاورده است.

**************

11ـ سهراب گفت : وقتی كه من و رستم پدر و پسر باشیم شایسته نیست كسی در جهان پادشاهی كند.

**************

12ـ افراسیاب به فرمانده لشكر گفت: كه راز ناشناخته بودن رستم و سهراب همچنان باید پنهان بماند.

13ـ نباید پسر پدرش را بشناسد، زیرا تمام وجودش را تسلیم مهرپدری می‌كند.

14ـ شاید آن پهلوان دلاور پیر ( رستم) به دست سهراب شجاع كشته شود.

15ـ پس از كشته شدن رستم به دست سهراب چاره‌ای برای سهراب بیندیشید و شب هنگام او را در خواب بكشید.

**************

16ـ كاووس به گیو فرمان داد: رستم را دستگیر كن و او را زنده به دار بیاویز، و دیگر در باره‌ی او با من سخن نگو.

**************

17ـ سهراب به رستم گفت: این گرز و شمشیر ( ابزار جنگی ) را بر زمین بینداز و جنگ و ستم را رها كن.

بزرگترین حماقت زیاده روی در ستایش یا سرزنش دیگران است.

امام سجاد (ع)

18ـ سهراب به رستم گفت: من در دلم نسبت به تو احساس مهر و محبت می‌كنم و از جنگیدن با تو خجالت می‌كشم.

19ـ رستم گفت: شب گذشته در باره‌ی جنگ سخن می‌گفتی، فریب تو را نمی‌خورم بیهوده تلاش نكن.

20ـ بجنگیم ( می‌جنگیم) سرانجام این جنگ رای و نظر خدای نگهدارنده‌ی جهان است.


پاسخ خود آزمایی های ادبیات اول

درس دوم ادبیات حماسی (رزم رستم وسهراب (۱) ) صفحه ی ۱۴


۱-بیت های : چویک ماه شد، همچو یک سال بود برش چون بر رستم زال بود
چوده سال شد زان زمین کس نبود که یارست با وی نبرد آزمود
۲- پسر پدر را بکشد و سپس سهراب نیز به دست فرستادگان مخصوصش کشته شود و به این طریق دشمنان جدی او از بین بروند.
۳- کاووس را از تخت بردارد و پدرش ، رستم را به جای او بنشاند و سپس به توران آمده افراسیاب را نیز از تخت به زیر کشد.
۴- افراسیاب




طبقه بندی: عمومی،

تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 06:58 ب.ظ | نویسنده : امیرعلی میرسجادی | نظرات